پست هفتم

خرید بک لینک
همین الان نوشتم خوبم و عالیه و.....یه پست توی تلگرام دیدم در مورد دختری که دلش 206 میخواسته ولی پدرش واسش لکسوس خریده و پشت سرش جک های بی مزه ای که در مورد رابطه پدر و فرزندی گذاشته بودن که من پدرم کولر رو هم خاموش میکنه ،پدر من پول خودم هم میگیره و از این خوش مزه بازیای احمقانه.اینا احتمالا هیچکدوم یه روز صبح صدای بی رحمِ پرستاری که میگفت "شناسنامه باباتو بیار باطل کنیم" رو نشنیدن.هیچکدوم مجبور نبودن تنهایی خبر فوتِ پدرشون رو به همه بدن،مجبور نبودن از میدون آرژانتین تا سعادت آباد کنار مامانشون توی آژانس بشینن و جوری رفتار کنن که انگار نشنیدن که شناسنامه ی پدرشون قراره باطل بشه....هیچکدوم مجبور نشدن کنار تختی که تا شب قبل جای پدرشون بود بایستن و گواهی فوتش رو امضا کنند و چقدر خوب که مجبور به تحمل هیچکدوم این وضعیت ها نبودن.امیدوارم هیچکس این شرایط رو تجربه نکنه مخصوصا وقتی 24 سالشه...مخصوصا وقتی بیشتر از هر وقتی به عشق و حمایت پدرش نیاز داره.پدرها هر کاری برای ما انجام دادن نهایتِ اونچیزی بوده که میتونستن...پدرتون رو بپرستید چون روزی میرسه که مثل الان میشید...الانِ من که محتاج اینم که همراهش از روی پل هوایی میدون رسالت رد بشم و دستم رو بذارم توی جیبِ کتِ قهوه ای رنگش...

پ.ن فاصله ی حالِ خوب تا بد همین چند دقیقه ایه که گذشت.

پستِ ششم...

ما را در سایت پستِ ششم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 14:27

صفحه بندی