عشق برای من لحظه هاییه که منتظرم.انتظار برای معشوق رو از خودِ عشق بیشتر دوست دارم.مثلا لحظه ای که لباس میپوشم و منتظرم که صدای بوق ماشینش رو بشنوم یا لحظه ای که خیره میشم به گوشیم که پیام بده...
زمین لرزه کرمانشاه را لرزاند.چند ثانیه بعد از اینکه کزمانشاه بر مردمش آوار شد،اهواز هم لرزید...نه آنقدر شدید که بر سرمان آوار شود نه آنقدر خفیف که سراسیمه خانه ها را ترک نکنیم.زمین لرزید و من برای چند ثانیه تصاویر را کنار هم چیدم.یک روز قبل مجبور شدم برای انجام کاری خیلی فوری به اهواز بیایم،اتفاقی که اصلا در برنامه هایم نبود و حالا که با عجله شال را از روی چوب رختی برمیداشتم در خانه تنها بودم.همه ی خانواده مهمان برادرم بودند و من فکر کردم که اگر ساختمان بر سرم فرو ریزد چقدر غریبانه و تنها مرده ام....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 23:51  توسط نیلوفر شکوهی نیا |
پستِ ششم...ما را در سایت پستِ ششم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59